رضا: این ویدئو فوق العاده است، از تهیه کنندگانش و البته اونهایی که به دیگران معرفی کنند نهایت تشکر رو دارم.
پسر: این بروشور در تهران و برخی شهرستان ها پخش شده است
طبق نظر محققان گرایشهای جنسی به سه دسته تقسیم میشوند كه عبارتاند از: دگرجنسگرایی (تمایل به جنس مخالف) دوجنسگرایی (تمایل به جنس مخالف و موافق) و همجنسگرایی (تمایل به همجنس)
گرایش جنسی چیست:
یكی از چهار جزء جنسیت به شمار میآید و با تغییرناپذیر بودن احساسی، رمانتیكی و كشش عاطفی و جنسی به اشخاصی از جنس معینی گفته میشود.
جنسیت چیست:
جنسیت چهار جزء دارد كه عبارتاند از: گرایش جنسی، نری و مادگی بیولوژیكی، هویت جنسی (احساس روانی زن یا مرد بودن) و نقش جنسی اجتماعی (كه بر اساس سنت و فرهنگ هر جامعهای رفتارهای زنانه و مردانه تفاوت دارد).
در واقع گرایش جنسی از رفتار و عملكرد جنسی متفاوت است.
همجنسگرایی چیست:
همجنسگرایی عبارت است از تمایل عاطفی و احساسی و جنسی به جنس موافق كه به دو شكل نمود پیدا میكند: مردان همجنسگرا (گِی) و زنان همجنسگرا (لزبین).
همجنسگرایی انتخابی نیست:
هنوز بر دانشمندان روشن نشده كه گرایش جنسی چگونه شكل میگیرد. اما دانشمندان جملگی در این مورد توافق دارند كه گرایش جنسی در پیش از تولد و در طول سنین كودكی (زیر ٥ سال) از طریق تاثیر متقابل و پیچیدهی عوامل بیولوژیكی، روانی و اجتماعی شكل میگیرد.
اكثر انسانها در سن اولیه بلوغ پیش از هرگونه تجربه جنسی بر تمایل و گرایش جنسی خود واقفند. درواقع همجنسگرایی انتخاب و یا شیوه زندگی نیست و این تصور که همجنسگرایی قابل سرایت و رواج است اشتباه و سراسر نادرست است، چراکه همجنسگرایی فرایندی است که نتیجه بر هم کنش عوامل زیستی و محیطی میباشد.
همجنسگرایی بیماری نیست:
در سال ١٩٧٣ همجنسگرایی از لیست بیماریهای روانی مركز مطالعات روانشناسی ایالات متحده و در سال ١٩٩٢ از لیست سازمان بهداشت جهانی خارج شد و محققان بر این باورند كه همجنسگرایی نه بیماریست، نه اختلال روانی و نه مشكل احساسی عاطفی.
هموفوبیا چیست:
هموفوبیا به معنای "همجنسگرا هراسی" است كه ناشی از قضاوتها و پیشداوریهایی هستند كه به دلیل نداشتن زمینهی تجربی برخورد عملی و نزدیك با همجنسگرایان و آگاهی از گرایشهای جنسی است.
همجنسگراهراسی یا هوموفوبیا واژهای است که در برگیرنده نگرش و احساسات منفی نسبت به همجنسگرایان یا دوجنسگرایان و یا در برخی موارد نسبت به تراجنسیها است. همجنسگراهراسی میتواند در رفتارهایی همچون تبعیض و یا خشونت نسبت به افراد غیر دگرجنسگرا بروز کند. مفهوم هموفوبیا را علم پزشکی اینگونه بیان میكند: "فوبیا در مورد همجنسگرایان…. ترسی از همجنسگرایان است که به نظر میرسد با ترس سرایت به خود، ترس از دست دادن چیزهایی که برایش مبارزه کرده -خانه و خانواده- مرتبط است. این ترس یک وحشت فرهنگی و ملهم از جامعه است که باعث اعمالی غیرانسانی (که وحشتها همیشه موجب آن میشوند)، شده است."
ایدز و همجنسگرایی:
صِرف همجنسگرا بودن و یا داشتن رابطه جنسی با فرد همجنس شانس ابتلا به ایدز را بالاتر نمیبرد. اما نوع رابطه جنسی میتواند در انتقال ویروس HIV (ویروس عامل بیماری ایدز) موثر باشد. باید به خاطر داشت خطر ابتلا به ایدز به هنگام آمیزش با فرد آلوده (از هر گرایشی) همواره وجود دارد.
پِدوفیلی (تمایل به رابطه جنسی با افراد نابالغ):
پدوفیلی یك پدیدهی روانی است كه یك نوع انحراف جنسی طلقی شده و باید به این نكته توجه كرد كه مقولهای كاملا متفاوت با همجنسگرایی است.
همجنسگرایی، همجنسبازی نیست:
همجنسباز به افرادی گفته میشود كه تمایل آنها صرف مسئلهی رابطه جنسی با همجنس میباشد اما همجنسگرایی مسئلهای فرای رابطهی جنسیِ صرف میباشد و عواطف و احساسات فرد را در برمیگیرد. همچنین لازم به ذكر است كه طبق آمار سازمان بهداشت جهانی همجنسگرایان حدود ٤% افراد جامعه را تشكیل میدهند، اما رابطهی جنسی میان دو همجنس در بین ١٦% مردان جامعه رواج دارد. هرچند واژه همجنسباز به صورت رسمی تعریف مشخصی ندارد، ولی بیشتر برای اشاره به افراد دگرجنسگرایی که با همجنس خود رابطه جنسی دارند به کار میرود. برخی استفاده از این واژه را برای اشاره به همجنسگرایان توهین آمیز میدانند. این در حالی است که همجنسگرایان (تنها) برای لذت جنسی به جنس موافق خود روی نمیآورند و از لحاظ عاطفی و احساسی نیز به جنس موافق خود علاقمند هستند و رابطهای که خواهان آن هستند کاملا شبیه به رابطه زناشویی انسانهای دگرهمجنسگرا است.
این لفظ که بار منفی دارد، به اشتباه به همجنسگرایان لقب داده میشود. در صورتی که لفظ همجنسگرا، با همجنسباز کاملا از لحاظ معنایی تفاوت دارد.
تاریخچهی همجنسگرایی: نخست باید دانست که این گرایش صرف انسانها نمیباشد و در طبیعت نیز مشاهده شده. رفتارهای همجنسگرایانه و دوجنسگرایانه تا كنون در ١٥٠٠ گونهی جانوری (از پستانداران گرفته تا كرمها و خرچنگها) مشاهده شده ولی تصور میشود كه رقم واقعی بسیار بیشتر از این باشد.
اما اینكه دنبال تاریخ شروع این گرایش در جامعه انسانی باشیم امری اشتباه است، چراكه همجنسگرایی از بدو پیدایش انسان همواره در كنار دگرجنسگرایی وجود داشته، اما از آنجا كه منابع باستانی همواره به پس از شروع تاریخ مربوط است، میتوان اولین باری را كه آشكارا از این گرایش سخن رفته است را از زمان افلاطون و سابقهی اینگونه روابط بین یونانیان با رواج "عشق افلاطونی" دانست، تا رسیدن به عشق مولانا به شمس و شاهدان زیباروی سعدی، تا خط و خال عارض معشوق مذكر غزلوارههای حافظ و عاشقانههای جامی. تقریبا تمامی شاعران ایرانی دارای اشعاری با «مضامین همجنسخواهانه» میباشند. علاوه بر این در ادبیات ایران داستانهایی مشخص حول محور عشق دو همجنس به یکدیگر نیز وجود دارد. "ناظر و منظور" منظومهای عاشقانه است که توسط وحشی بافقی سروده شده که در آن پسر وزیر که "ناظر" نام دارد عاشق پسر پادشاه که "منظور" میباشد، میگردد. "مهر و مشتری" منظومهی عاشقانه دیگری به زبان فارسی و در قالب مثنوی، نوشته محمد عصار تبریزی است که در سال ٧٧٨ هجری قمری در وزن خسرو و شیرین سروده شده است؛ و یا داستان معروف عشقی سلطان محمود غزنوی و سردار تُرکش، ایاز که در منظومه هایی همه به اسم "محمود و ایاز" از شاعرانی چون واعظ کاشفی و زلالی خوانساری به شعر درآمد.
همجنسگرایی همواره به عنوان مسئلهای قابل درك در جوامع آسیایی و اروپایی بوده اما با رشد سنتگرایی در آسیا این مسئله در جا زده، یا حتی گاهاٌ عقب رانده شده اما در جوامع غربی با پیشرفت علم و تكنولوژی و مبارزات رفع تبعیض ازهمجنسگرایان مسیری نتیجهبخش و پیشرو داشته است. به گونهای كه همجنسگرایی به رسمیت شناخته شده، از لیست بیماریها حذف گردید، همجنسگرایان به حقوق عادی شهروندی دست یافتند و طی مبارزاتشان به اهدافی چون حق ازدواج برابر و قوانین فرزندخواندگی دست یافتند. در صورتیكه در جوامع سنتی خاورمیانه این مسئله در حد همان تابوی اجتماعی باقی ماند.
حال امروزه خواستهی ما همجنسگرایان ایرانی و تمامی كشورها با قوانین تبعیضآمیز در مورد همجنسگرایی اینست كه با آگاهی بخشیدن به جامعه در مورد این مسئله گامی برای بهبود شرایط اجتماعی برای همجنسگرایان برداریم.
چرا نمیخوایم درک کنیم که یه همجنسگرا هم یکی مثل بقیه ی آدماست؟ دارای علاقه، عشق، ترس، درد، شادی و ناراحتی، و با امید و آرزو برای آینده شه؟
چشمامون رو باز کنیم، ذهنمونو روشن کنیم و قلبمون رو به روی انسانیت و حق مساوی زندگی کردن باز کنیم. به یاد آدم هایی که زندگیشونو از دست دادن، افرادی که میتونستن تو صلح زندگی کنند…
برای چی تصمیم میگیریم از کسی که تا به حال ندیدیمش متنفر باشیم؟
چرا وقتی که درمورد همجنسگرایی میشنویم یه دید خاص برای اون پیدا میکنیم؟ چرا به اینکه اون فرد چه شخصیتی داره عمیقتر نگاه نمیکنیم؟
چرا میترسیم از اینکه دو تا مرد یا دو تا زن عاشق هم باشن؟
وقتی که کلمه همجنسگرا رو میشنویم چرا چشمامونو به روی گناهِ کشتنش میبندیم؟ اون فرد رو تحقیر میکنیم، یه ضربه ی وحشیانه بهش میزنیم، بیست بار بهش چاقو میزنیم، از بلندی پرتش میکنیم، به دار میکِشیمش، سرشو میکنیم تو اسید یا با آجر، سنگ و بطری بهش ضربه میزنیم و سنگسارش میکنیم و هُلش میدیم تو کثافت تا بمیره.
هیچ کس رو نباید به این خاطر که میخواد خودش باشه و اون کسی رو که باید دوست داشته باشه کُشت.
چی این حق رو بهمون میده که راجع به سرنوشت یه آدم بیگناه تصمیم بگیریم؟
با این همه تنفر چیکار میکنیم اگه بچه مون بهمون بگه که "من همجنسگرا"م؟ چه جوری از دلمون میاد عزیزترین داشته ی زندگیمونو رها کنیم وسط خیابون؟
چی میشه اگه فردی که دوسش داریم با چشمای گریون بیاد پیشِ مون، چون بعضیا تصمیم گرفتن ازش متنفر باشن فقط به خاطر شکل ظاهریش، پیشینه ش، رنگ پوستش، طرز راه رفتنش یا نوع حرف زدنش؟ چطوری براش توضیح بدیم که چرا اونا حق دارن ازش متنفر باشن، فقط به خاطر اینکه خواسته خودش باشه؟
چطور میخوایم بهش بگیم که خودمون هم یه نفرو به گریه انداختیم، یا زندگیشو از روال انداختیم، باعث مرگش شدیم، فقط به خاطر اینکه ازش متنفریم؟ یا ببینیم که تنفرمون با بقیه فرق داره.
حقیقت اینه که تمام تنفرا اشتباهن، بدبخت کردن بقیه اشتباهه، زندگی دیگران رو ازشون گرفتن اشتبـاهه.
اولین پیش برنامه از سری سوم رادیو همجنسگرایان ایرانی – رها به مناسبت روز جهانی مقابله با همجنسگراهراسی را می توانید از آدرس زیر دریافت نمایید:
http://www.irqr.net/raha/HOMOPHOB.mp3
پسر: از بازنشر چنین مطلب توهین آمیزی پوزش میطلبیم.

رئيس مجلس خبرگان گفت: "ثمره مراسم يوروويژن رژه حيوانصفتان همجنسباز،چيزی جز ايجاد تفرقه ميان مسلمانان و جريحه دارکردن عواطف دينی نيست." همچنين حجتالاسلام کاظم صديقی، امام جمعه تهران نيز در اين رابطه به دولت آذربايجان هشدار داد.
در آستانه برگزاری مسابقات يوروويژن، آيتالله محمدرضا مهدوی کنی، دبيرکل جامعه روحانيت مبارز، امروز جمعه ۲۹ ارديبهشتماه با انتشار بيانيهای گفت: "مراسم يوروويژن رژه حيوانصفتان همجنسباز، بهعنوان ناگوارترين حرکت ضد انسانی، نسبتی با آيين مقدس اسلام، دين احياگر اخلاق و فضيلت ندارد و ثمره چنين اقدامهای شومی چيزی جز ايجاد تفرقه ميان مسلمانان، جريحهدارکردن عواطف دينی، نفی ارزشهای خودی و تسليم در برابر نفوذ بيگانگان و فرهنگ ضد بشری نيست."
وی خبر انتشار برگزاری مسابقات يوروويژن در باکو مرکز جمهوری آذربايجان را "مايه نگرانی همه غيرتمندان و باورمندان به اسلام" دانست و گفت: "حساسيت شايسته مراجع بزرگوار تقليد در اين ماجرا و محکوم کردن رفتارهای غير اسلامی، نشانه نگرانی آنها در مواجهه با مسائل جهان اسلام است."
دبير کل جامعه روحانيت مبارز گفت: "جامعه روحانيت مبارز، ضمن محکوميت اين رفتارها، دولتمردان مسلمان را به پاسداشت موازين اسلامی دعوت و توصيه میکند که سنت الهی بر پاسداری از ميراث اهل ايمان و نفی خيانت خائنان تعلق گرفته است."
حجتالاسلام صديقی در نماز جمعه تهران: از دولت آذربايجان میخواهيم دست از اين عمل قبيح بردارد و پيش از اين با احساسات مسلمانان بازی نکند
همچنين حجتالاسلام کاظم صديقی، امام جمعه تهران نيز امروز در خطبههای نماز جمعه مسابقات يوروويژن را "رژه همجنسبازان" ناميد و آن را "رسوايی عظيم" برای آذربايجان دانست.
حجتالاسلام صديقی گفت: "از دولت آذربايجان میخواهيم دست از اين عمل قبيح بردارد و پيش از اين با احساسات مسلمانان بازی نکند."
در فروردينماه سال جاری، تارنمای "بولتن نيوز" به نقل از منافاف، رهبر فعلی حزب اسلام آذربايجان با تأکيد ويژه بر جلوگيری از برگزاری اين مسابقات در آذربايجان نوشت: "دولت آذربايجان بداند اگر خدای ناکرده اين اتفاق شوم در خاک کشورمان بيفتد خونهای ما در راه دفاع از اسلام ريخته میشود و ما به هيچوجه اجازه انجام آن را نخواهيم داد."
منافاف افزوده بود: "در صورت برگزاری اين مراسم هيچ چيز برايمان مهم نيست حتا اگر جنگ داخلی هم در آذربايجان راه بيفتد اهميت ندارد چرا که ما آذربايجان را برايشان تبديل به جهنم میکنيم."
روزنامه "بيزيم يول"، چاپ باکو نيز ماه گذشته، با اشاره به اين که "مسابقات موسيقی يوروويژن يک طرح سياسی است" گزارش داد: "صدها ميليون نفر جريان اين مسابقات را دنبال می کنند. از اين رو برگزاری چنين مسابقاتی در کشور مسلماننشين همجوار با ايران برای غرب بسيار مهم است. گرچه يوروويژن مسابقات موسيقی جدی نيست، ولی برای تبليغ «ارزش های اروپايی» فرصتی باد آورده است."
چندی پيش، حجتالاسلام علی نعمتزاده، امام جمعه مرند، در گفتوگو با خبرگزاری رسا گفته بود: "فستيوال يوروويژن که بهدروغ با عنوان مسابقات موسيقی تبليغ میشود، مغاير با فرهنگ، تاريخ، هويت و مذهب مردم کشور جمهوری آذربايجان است."
مسابقه بينالمللی آواز يوروويژن از سال ۱۹۵۶ بهصورت سالانه برگزار میشود. اين مسابقه بهعنوان يکی از طولانیترين و پربينندهترين مسابقه جهانی پس از مسابقات ورزشی شناخته شده است.
در مسابقه آواز يوروويژن ۲۰۱۱ جمهوری آذربايجان با ترانه "دوان ترسيد" از سوی "الدار و نگار" برنده شد و طبق رسم اين مسابقات با اين پيروزی امسال مسابقات يوروويژن در جمهوری آذربايجان برگزار میشود.
مرحله نهايی اين مسابقات شامگاه شنبه، ۲۶ ماه مه (ششم خردادماه) در باکو برگزار خواهد شد.
"این شهر کوچک، برای خیلی ها، طعم شروع یک زندگی تازه است."
توصیف آرشام پارسی، فعال حقوق همجنسگرایان بود از شهر کایسری ترکیه در بدو ورودم. خودش کانادا زندگی می کند اما زیاد به کایسری می آید. مرکز عمده اسکان پناهجویان ایرانی و از جمله همجنسگرایان پناهجو. آنها ترکیه می آیند که خود را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در آنکارا برسانند. می گویند در مدت انتظار در ترکیه بخش بزرگی از آنها را در کایسری نگاه می دارند. درست در قلب آناتولی.
انگار شهر را جوری درست کرده اند که خط قطار درست بیفتد وسطش. همان قطاری که یک سرش را بگیری به ایران می رسی و سر دیگر به استانبول و آنکارا می بردت. عمده پناهجویان با همین قطار به کایسری می آیند. شهری با ساختمان های قد کوتاه و خانه های روستایی و مردمی سنتی. صدای اذان از وقتش در صبح تا آخرینش در مغرب بلند در شهر پخش می شود. نباید زندگی در این شهر برای همجنسگراها آسان باشد، حتی موقت. قرار شده آرشام پارسی مرا برای ملاقات همجنسگراهای پناهجو خانه به خانه ببرد. که بشنوم چه شده آمدند، چه می کنند و عاقبتشان چه می شود.
فرار با قطار
خانه ای که بوی مسافر می دهد. صاحبخانه، کامران، میانسالی را می گذراند. اهل شیراز است. تابستان سال گذشته به ترکیه آمده و به کمیساریای حقوق پناهندگان سازمان ملل پناه برده که برایش کشوری امن پیدا کنند، احتمالا کانادا.
می گوید "هویت جنسی اش" برای خانواده، فاش شده و او را به این سفر مجبور کرده، اگرچه نارضایتی اش از خانواده و جامعه ریشه های عمیق تری دارد.

می گوید: "من از نوجوانی متوجه تفاوت های درونی شده بودم. البته دیگران هم کم من را دست نمی انداختند. من از فوتبال خوشم نمی آمد، دست خودم که نبود، توپ طرفم می آمد، وحشتزده فرار می کردم. یا مثلا موقع حرف زدن از دست هایم بیشتر استفاده می کردم. دست خودم که نبود، اینطوری بودم. همین باعث شد که مثلا هم کلاسی هایم دستم می انداختند، تا دلتان بخواهد به من می گفتند «اواخواهر». چقدر من از این واژه بدم می آمد. دستم می انداختند که «کامران بپا، النگوهات نشکنه»… من خودم را نمی شناختم، اصلا نمی دانستم گرایش جنسی چیست، اما با توصیفاتی که بقیه از من می کردند."
سفره دل پر کامران، اینجا بود که گشوده شد.
"هفده ساله بودم که صبر پدرم، به خاطر آنچه بودم، به سر آمد. به من حمله کرد. من را به حیاط خانه برد و با عجله روی من نفت ریخت که ایهاالناس من این پسر را نمی خواهم. مادرم جلودارش شد که آتشم نزند. فریاد می زد که من از یک «دختر کور» هم بدترم. مادرم کنارش کشید که آتشم نزند."
اینجا بود که بغض کامران ترکید. انگشت کوچکش را بالا آورد برای بقیه روایت: "پدرم معطل نکرد، این انگشتم را با انبر دست گرفت و فشار داد. دو بار فریاد زد که «درستت می کنم. این انگشت را هربار که دیدی، یادت بیفتد که تو مردی.»"
این شروع جوانی کامران است. وقتی که دیگر با هویت جنسی خودش هم آشنا شده است. می گوید در تمام طول زندگی پنهانش می کرده که اگر صدایش در می آمد، "تیکه بزرگش، گوشش بود".
اما عاقبت صدایش در آمد: "در تمام طول سالهای جوانی تا اینجا که برسم ها، همش مخفی کردم. یواشکی پشت یواشکی. تا روزی که مجبور به آمدن شدم. بماند که چطور، اما هویت جنسی ام برای پدر و برادرم فاش شد. فاش که نه، با آن سابقه، لابد حدس هایی می زدند اما اینبار، با افشای رابطه ام با رفیقی که از قضا دوست برادرم هم از آب در آمد، دیگر یقین کردند. اول برایم چاقو کشیدند. بعد به این نتیجه رسیدند که خونم نجس است و در خانه شان نریزد."
"پدرم گوشی تلفن را برداشت که پلیس را خبر کند تا آنها حسابم را برسند. باز مادرم فراری ام داد. شبانه از خانه آنها بیرون زدم، به آپارتمان خودم رفتم و دار و ندارم را گذاشتم به فرار. مدتی بود از دوستی شنیده بودم که به دلیل شرایط در ایران و «جرم بودن» همجنسگرایی، می شود به ترکیه آمد و از کمیساریای عالی پناهندگان درخواست پناهندگی کرد برای اسکان در یک کشور ثالث. جزئیاتش را دقیق نمی دانستم اما فرصت زیادی برای تصمیم گیری نداشتم"
"فردا صبحش، سوار قطار شدم از شیراز به تهران و از تهران به اینجا."
برزخ، اما بهتر از جهنم

این سئوال برایم مطرح می شودکه شرایط زندگی موقت پناهجویان "دگرباش" ایرانی در کایسری چطور است. آرشام پارسی، توضیح می دهد که کوچک بودن شهر از یک طرف و سنتی بودن جامعه آن از طرف باعث می شود که همجنسگراهای ایرانی بیشتر "به چشم" بیایند. همین کم دردسر درست نکرده. به خانه سهراب می روم با این توضیح که سهراب "ترجیح می دهد از خانه بیرون نیاید" چرایش را وقتی سهراب، در را باز کرد فهمیدم.
جوان بود خیلی جوان. ۱۹ ساله. "آرایش" داشت. وقتی وارد دانشگاه شد با مهران آشنا شد و جامعه، پذیرای "عشق" آنها نبود و یک نکته دیگر، وقتی سراغ معافیت از سربازی رفته بود، می خواستند وادارش کنند به تغییر جنسیتش. می گوید نه ماه شده که با دوست پسرش به ترکیه آمده: صرفا شنیده بودیم که اگر به اینجا فرار کنیم، می توانیم به دفتر سازمان ملل برویم. همین. وقتی که اینجا رسیدم گیج بودم. روند اینگونه است که اول به دفتر کمیساریای عالی حقوق پناهندگان در آنکارا می روی و پرونده تشکیل می دهی و صبر می کنی تا نوبت مصاحبه ات بشود. در مدت این صبر و حتی بعد از پذیرش آن باید در یک شهر منتظر بمانی.
آرشام پارسی، می پرد در حرفش که: "معمولا این شهرها، شهرهای بزرگ ترکیه نیستند. پلیس ترکیه معمولا یکی از شهرک های اقماری مرکز ترکیه را انتخاب می کند که پناهجوها را «کنترل» کند. بچه ها باید هر هفته بروند به دفتر پلیس شهر و امضا کنند. کایسری یکی از این شهرهاست، تازه « خوبه اش» هست."
سهراب ادامه می دهد که "وحشت روزهای اولش" این بوده که به شهرهای مرزی بفرستندشان مثل وان.
می گوید: "خیلی ها را به شهرهای مرزی می فرستند. من روز اولی که فهمیدم به وان نمی رویم، خوشحال شدم. با این امید که اینجا از آنجا بهتر است. کایسری بهتر که هست اما کم دردسر ندارد. اینجا خانه گرفتن برای ما کار آسانی نیست. همه می پرسند اینها چرا «اینجوری» هستند! همسایه ها اذیتمان می کنند. یک همسایه دارم که هر روز من را می بیند فحشی می دهد و رد می شود. برای آزار، « آشغالهایشان» را می گذارند دم در ما که یعنی ما « آشغالیم». گاهی که به خودم می رسم ( بخوانید آرایش می کنم)، در خیابان از بچه ۱۲ ساله گرفته تا بزرگترها فحشم می دهند. حتی حمله می کنند، بارها به من سنگ زدند. اینها را اضافه کنید به حس انتظار. انتظار اینکه کی تکلیفت روشن می شود، کی می گویند از اینجا می روی، تا حال ما را درک کنید. اینجا راستی راستی، عین «برزخ» است. البته از آن «جهنم» که در ایران بودیم بهتر است. آرزو می کنم زودتر این روزهای انتظار، تمام بشود و بروم برای شروع یک زندگی."
‹اقلیت در اقلیت›

همجنسگراهای مرد، همیشه پر خبر بودند، از آنها بیشتر شنیده می شود. "آیا زنان همجنسگراها، هم درکایسری هستند؟" سوالی که آرشام پارسی زیاد نپسندید: چرا نباشند؟ آنها که وضعشان در ایران می تواند وخیم تر باشد.
آرشام پارسی، وضع آنها را در ایران "اقلیت در اقلیت"، توصیف می کند: "درباره حقوق زنان به طور کلی در ایران به اندازه کافی بحث می شود، مشکلات و مصائبی که دارند. آنها را شهروند درجه دو هم توصیف می کنند… چه برسد به اینکه همجنسگرا هم باشد. می رویم به خانه دو همجنسگرای زن ایرانی: کیانوش و سمیر.
کیانوش، در ایران معلم موسیقی بوده و بعد از یک سال انتظار در ترکیه کارش برای رفتن به آمریکا درست شده است.
سمیر ۲۲ ساله، تازه از ایران رسیده است. می گوید: "اگر برای همه دوست پسر گرفتن حرام باشد برای ما اجباری بود. اگر پدرها به دخترانشان می گویند، آرایش نکنید که گیر گشت ارشاد نیفتید، ما باید به زور آرایش می کردیم. خوب من اصلا آرایش کردن را دوست ندارم. خسته شدم آنقدر به همه جواب پس دادم چرا دوست پسر ندارم. وقتی برای خلاص کردن خودم به خانواده ام، گفتم که همجنسگرا هستم، دردسرها شروع شد. اول که می خواستند به زور قرص و دارو «درستم» کنند. بعد «درست شدنم» را حواله به زمان دادند که بزرگ بشوم درست می شوم، شوهر کنم درست می شوم، بچه دار بشوم درست می شوم. بعد هم که دیدند نتیجه ای نمی گیرند، آزارها شروع شد."
کیانوش حرف سمیر را قطع می کند: "مادرم، نمی توانست درک کند که من زنم ولی مثل او نیستم. همه چیزم را «جنسی» می دید. کار به جایی کشیده بود که من را با خودشان مهمانی نمی بردند چون می گفت به دخترهای فامیل « نظر» دارم".

سکوت کردند، سرشان پایین بود که نفهمم گریه می کنند. به دور و بر خانه شان نگاه کردم. همه چیز ظریف و دخترانه بود، مرتب و منظم.
سکوت را کیانوش می شکند: "من همیشه از ازدواج ترسیدم. برای ما ها، ازدواج، حکم «تجاوز» را دارد. از همین ترس ها بود که از ایران، آمدم. راستش اول از همه آمدم که خانواده ام، بیشتر از این حرفها زجر نکشند. آسایش داشته باشند. من هم اینطور بیشتر آرامش دارم. آرزوم شده یک روز آرامش، زندگی زیر یک سقف با کسی که دوستش دارم."
سمیر هم آروزی آرامش دارد با یک نکته اضافه: اگر فردا، شرایطی پیش بیاید که پناهندگان سیاسی، بتوانند به ایران برگردند، باز ما نمی توانیم. طرف ما حکومت نیست، طرف ما جامعه ایست که ما را نپذیرفته، خانواده ایست که از ما شرم داشته.
‹بیکاریم، آرزوست›
روز آخر سفرم در کایسری، روز آخر "برزخ" چند پناهجوی همجنسگرای ایرانی هم بود. کارشان "جور" شده بود که بروند به کانادا. مهمانی خداحافظی گرفته بودند. رفتنی ها خوشحال بود و آنها که ماندگار بودند فعلا نه.
برای هم آرزو می کردند و من گفتم که اگر حرف مانده ای دارند بگویند، از جمله آرزویشان. تقریبا حرف همه مشترک بود. آنها دنبال زندگی کردن بودند. می گفتند می خواهند جامعه بپذیردشان. از خانواده هایشان گفتند و روزی که در ایران حق زندگی داشته باشند. اما وقتی آرشام پارسی، آرزو کرد، همه قهقهه زدند. او آرزوی "بیکاری" کرد: "امیدوارم یک روز بشود که من بیکار شوم، اصلا نقض حقوق همجنسگرایان وجود نداشته باشد که نیازی به دفاع باشد. دیر یا زود، آن روز می رسد."
ایران، تصویر دستان علی و خواهرش

در حالی که بسیاری از کشورهای جهان در تلاش برای مبارزه با «همجنسگرا هراسی» هستند و کشور آذربایجان در همسایگی ایران در روزهای آینده در تدارک برگزاری رژه همجنسگرایان در حاشیه مسابقه موسیقی "یورو ویژن" است، قوانین کیفری ایران، همجنسگرایی را همچنان جرم میداند.
ایران از معدود کشورهای جهان است که در آن همجنسگرایان با خطر محکومیت به اعدام به دلیل رابطه جنسی مواجه هستند.
با همه تلاشهای فعالان حقوق بشر و جامعه همجنسگرایان ایران برای احقاق حقوق دگرباشان جنسی، لایحه مجازات اسلامی که هشتم بهمن ماه ۱۳۹۰ به تایید نهایی شورای نگهبان رسیده و در انتظار ابلاغ دولت برای جایگزینی «قانون مجازات اسلامی» است، نیز همچون قانون مجازات اسلامی فعلی، رابطه جنسی دو مرد یا دو زن با یکدیگر را در زمره «حدود» قرار داده است. این لایحه با درنظر داشتن جنسیت متهمان و کیفیت و تکرار رابطه جنسی، کیفر صد ضربه شلاق یا اعدام را برای آنان تعیین کرده است.
لایحه جدید البته دستخوش تغییراتی شده است و در حالی که ماده ۱۰۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۰ حکم لواط (رابطه جنسی دو مرد با یکدیگر) را اعدام قرار داده بود، در لایحه جدید، شرایط اندکی تغییر کرده و بر اساس ماده ۲۳۳ آن فرد مفعول در هر صورت اعدام میشود و فاعل فقط در صورت «عنف، اکراه و داشتن همسر» اعدام خواهد شد.
این تغییر اندک، اما تنها شامل فرد فاعل میشود و فاعل فقط در صورتی که به مفعول تجاوز کرده باشد یا پیش از برقراری رابطه همجنسگرایانه، ازدواج کرده و با زن خود رابطه جنسی داشته باشد، اعدام خواهد شد.
موقعیت دیگری که خطر اعدام برای فرد فاعل دارد، غیرمسلمان بودن فاعل و مسلمان بودن مفعول است؛ در این صورت نیز بر مبنای تبصره یک ماده ۲۳۳ لایحه حکم اعدام برای فرد فاعل صادر خواهد شد.
این قوانین و تاکید دوباره قانونگذار بر آن در لایحه جدید مجازات اسلامی در حالی است که برخی مقام های ایرانی منکر وجود همجنسگرایان در این کشور شده اند. در بیشتر اعدامهایی که به دلیل روابط همجنسگرایانه انجام میشود، اتهام آنها «لواط به عنف» که به معنای تجاوز است، اعلام میشود و چنان که فراز صانعی، محقق سازمان دیدهبان حقوق بشر، میگوید، طی سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰هیچکس «صرفاً به اتهام همجنسگرایی» به اعدام محکوم نشده است.
"لایحه جدید دستخوش تغییراتی شده است و بر اساس ماده ۲۳۳، فرد مفعول در هر صورت اعدام میشود و فاعل فقط در صورت «عنف، اکراه و داشتن همسر» اعدام خواهد شد"
با وجود این، سازمان دیدهبان حقوق بشر در گزارش مفصلی که سال ۲۰۱۰ در رابطه با «وضعیت همجنسگرایان و دیگر اقلیتهای جنسی در ایران» منتشر کرد، میگوید که به دلیل غیرعلنی برگزار شدن جلسات دادگاهی که به «مسائل اخلاقی» میپردازند، تعیین تعداد دگرباشانی که در ایران به دلیل روابط همجنسگرایانه محکوم و اعدام میشوند، دشوار است.
این سازمان مدافع حقوق بشر در گزارش خود که بر پایه شهادت بیش از ۱۰۰ تن از همجنسگرایان ایرانی تهیه شده، این احتمال را که افراد دارای روابط همجنسگرایانه، تحت عنوان "تجاوز" اعدام شوند، متنفی ندانسته است .
یکی از معدود مواردی که اتهام افراد اعدام شده به صراحت همجنسگرایی اعلام شد، اعدام سه مرد همجنسگرا در شهریور ماه سال ۹۰ بود. روابط عمومی دادگستری استان خوزستان، پس از به دار آویخته شدن این سه نفر در اهواز، مستند قانونی این حکم را مواد ۱۰۸ و ۱۱۰ قانون مجازات اسلامی دانست. ماده ۱۰۸ قانون مجازات اسلامی تعریف لواط است و ماده ۱۱۰ میگوید که «حد لواط در صورت دخول قتل است.»
پیش از آن نیز در ۲۲ آبان ۱۳۸۴ روزنامه کیهان از اعدام دو مرد به نامهای مختار. ن. (۲۴ ساله) و علی. الف. (۲۵ ساله) در میدان شهید باهنر شهر گرگان در ملاء عام خبر داد و جرم آنها را لواط عنوان کرد.
مورد دیگر مربوط به صدور حکم اعدام برای روابط آزادانه همجنسگرایانه در اسفند ۱۳۸۳ است. روزنامه اعتماد در تاریخ ۲۵ اسفند آن سال نوشت که دادگاه کیفری تهران پس از کشف نوار ویدئویی که حاوی ارتباط جنسی دو مرد با یکدیگر بود، آنها را محکوم به مرگ کرد. با این حال پس از صدور این حکم، هیچ گزارشی مبنی بر اجرای این حکم منتشر نشد.
تبعیض مثبت برای زنان همجنسگرا
قوانین کیفری در نظر گرفته شده برای زنان همجنسگرا از جمله معدود قوانین کیفری ایران است که اندک تبعیض مثبت جنسیتی را برای زنان درنظر گرفته است. با وجود اینکه سایه خطر صدور حکم اعدام همچنان بر سر زنان همجنسگرا نیز وجود دارد، اما حکم اولیه در نظر گرفته شده برای رابطه جنسی دو زن با یکدیگر در ماده ۱۲۹ قانون مجازات اسلامی یکصد ضربه شلاق است و نمایندگان مجلس در ماده ۱۳۵ لایحه جدید مجازات اسلامی نیز همین کیفر را برای زنان لزبین (همجنسگرا) در نظر گرفتهاند.
با این حال ماده ۱۳۵ این لایحه حکم اعدام در نظر گرفته شده برای تکرار همجنسگرایی در زنان را تایید کرده و آورده است: «هرگاه زنی به جرم رابطه جنسی با زن دیگر سه بار محاکمه شده و حد بر او جاری شود، در مرتبه چهارم اعدام خواهد شد.»
تعریف مساحقه (رابطه جنسی دو زن با یکدیگر) اما در این لایحه اندکی تغییر کرده و به گفته شادی صدر، وکیل دادگستری و فعال حقوق زنان با این تعریف، تعیین مصداق برای همجنسگرایی زنان بسیار مشکل خواهد شد.
در قانون مجازات اسلامی فعلی، چنانکه ماده ۱۲۷ آن شرح داده، مساحقه عبارت است از «همجنس بازی زنان با اندام تناسلی»؛ اما لایحه جدید اما در ماده ۲۳۸ مساحقه را «قرار دادن اندام تناسلی انسان مونث، بر اندام تناسلی همجنس خود» تعریف کرده است. تعریفی که شاید بتواند موارد شمول رابطه همجنسگرایی زنان را کمتر کند و به نوعی زنان کمتری را در معرض خطر محکومیت قرار دهد.
با وجود این صراحت قانونی برای محاکمه و اعدام زنان به جرم رابطه جنسی با همجنس خود، اغلب افرادی که به این اتهام محاکمه میشوند مرد هستند و شادی صدر که تاکنون وکالت بسیاری از زنان و مردان محکوم به اعدام را بر عهده داشته است، میگوید در دوران فعالیت خود تاکنون هیچ پروندهای در رابطه با همجنسگرایی زنان نداشته است.
وی با تاکید بر اینکه نمیتوان به صورت کلی منکر اجرای حد برای زنان همجنسگرا شد، میگوید معدود پروندههای همجنسگرایی زنان که وی در جریان آن قرار داشته است، در رابطه با زنان زندانی است.
یکی از این پروندهها اعدام یک زن زندانی به اتهام «فساد اخلاقی و تجاوز به عنف» است و البته این زن نیز، همچون اغلب مردان محکوم به لواط، نه به اتهام رابطه همجنسگرایانه، بلکه به اتهام «تجاوز» به یک زن دیگر، اعدام شد و پرونده وی در فیلم زندان زنان، ساخته منیژه حکمت در سال ۱۳۷۹، نیز بازسازی شده است.
"در قانون مجازات اسلامی فعلی، چنانکه ماده ۱۲۷ آن شرح داده، مساحقه عبارت است از «همجنس بازی زنان با اندام تناسلی»؛ اما لایحه جدید اما در ماده ۲۳۸ مساحقه را «قرار دادن اندام تناسلی انسان مونث، بر اندام تناسلی همجنس خود» تعریف کرده است"
شادی صدر همچنین از شهادت دادن برخی زندانیان سیاسی دهه ۱۳۶۰ مبنی بر اجرای حد شلاق در زندان، به اتهام همجنسگرایی خبر میدهد و میگوید که یکی دیگر از موارد خشونتهای مبتنی بر جنسیت که زنان زندانی سیاسی در آن دوران تجربه کردهاند، شکنجه و آزار به خاطر آنچه از سوی مسئولان زندان رفتارهای «همجنسبازانه» توصیف میشده بوده است، هرچند هیچ یک از این پروندهها مبنای صدور حکم اعدام قرار نگرفته است.
منیره برادران، از زندانیان سیاسی دهه شصت در ایران نیز در گزارش تهیه شده از سوی سازمان عدالت برای ایران، از دختر جوانی به نام میترا یاد میکند که در سال ۱۳۶۰ به دلیل رابطه «عاشقانه» با یکی از همبندیهایش در زندان اوین چندین ضربه شلاق خورد.
مشاهدات برخی فعالان حقوق زنان از بند عمومی زندان اوین و گفتوگوهایی که با زنان زندانی انجام شده نشان میدهد که با وجود برخی روابط همجنسگرایانه در بین زندانیان زن که گاه با تمایل دو طرف و گاه با اعمال زور و اجبار از سوی یکی از طرفین رابطه بود، مسئولان زندان هیچگاه به صورت جدی با این مسئله برخورد نمیکردند و تنبیهات اعمال شده در حد جابجایی دو طرف رابطه به بندها یا زندانهای دیگر بوده است.
مجازاتهای سختگیرانه موجود در قوانین کیفری ایران که حتی حکم اعدام را نیز برای همجنسگرایان در نظر گرفته و سایه خطر مرگ را بر بالای سر آنها قرار داده است، بیش از آنکه جنبه اجرایی داشته باشد، زندگی روزمره آنها در معرض تهدید قرار داده و پشتوانهای برای نپذیرفتن آنها از سوی جامعه است.
تهدیدی که شماری از آنها را مجبور به تن دادن به عمل جراحی تغییر جنسیت کرده، برخی را روانه آن سوی مرزهای ایران نموده، برخی دیگر را برای تن دادن به شیوهای از زندگی که از سوی قانون و جامعه "عادی" توصیف میشود، تحت فشار قرار داده و زندگی را برای کسانی که به هیچ یک از این اجبارها تن ندادهاند، دشوار کرده است.
گروه «دانشجویان و دانشآموختگانِ لیبرالِ دانشگاههایِ ایران» به مناسبتِ ۲۸ اردیبهشت (۱۷ می)، روز جهانیِ مبارزه با همجنسگراهراسی، در بیانیهای ضمن دفاع از «حقِ دگرباشیِ افرادِ همجنسگرا، دوجنسگرا، ترنسسکشوال، و ترنسوستایت»، خواهان جرمزدایی و لغو مجازات اعدام برای «رفتارِ همجنسگرایانه» در قانون ایران شدند.
این گروه دانشجویی-سیاسی همچنین در بیانیه خود از جامعهی ایران خواستنهاند که «گفتار و رفتارِ خود را از جلوههایِ همجنسگراهراسانه بزداید» و «در مقابلِ گفتار و رفتارِ همجنسگراهراسانهیِ دیگران بیتفاوت نباشد».
متن بیانیهی دانشجویان و دانشآموختگانِ لیبرالِ دانشگاههایِ ایران که نسخهای از آن در اختیار «بامدادخبر» قرار گرفته به شرح زیر است:
ما، دانشجویان و دانشآموختگانِ لیبرالِ دانشگاههایِ ایران،
پیش از آنکه بدانیم که
- بنا به اجماعِ متخصّصان، همجنسگرایی همچون دو گرایشِ جنسیِ دیگر –دگرجنسگرایی و دوجنسگرایی– یک انتخاب نیست؛
- بنا به اجماعِ متخصّصان، همجنسگرایی یک بیماریِ جسمی یا روانی نیست؛
- بنا به اجماعِ متخصّصان، گرایشِ جنسی قابلِ تغییر نیست؛
- همجنسگرایی در همهیِ جوامعِ بشری در شماری از انسانها وجود دارد، و پدیدهای مختصِ جوامعِ غربی نیست؛
- همجنسگرایی به شهادتِ تاریخ همواره در شماری از انسانها وجود داشته است، و اصلِ گرایشِ آن پدیدهای مُدرن نیست؛
- همجنسگرایی مختص به افرادی از یک موقعیتِ اجتماعی-اقتصادیِ خاص یا مرام و مسلکِ خاص نیست؛
- گرایشِ جنسی از رفتارِ جنسی متفاوت است، و صرفِ رابطهیِ جنسی با همجنس به معنایِ همجنسگرایی نیست؛
- همجنسگرایی همچون دگرجنسگرایی شامل ربطهیِ عاطفی و عاشقانه با شریکِ جنسی نیز هست، و منحصر به رابطهیِ جنسی با همجنس نیست؛
- همجنسگرایی و ترنسسکسوالیته دو پدیدهیِ متفاوتاند، و فردِ همجنسگرا از جنسیتِ خود ناخشنود نیست؛
- تعدّد در شریکِ جنسی انتخابِ شمارِ اندکی از انسانها از هر گرایشِ جنسی است، و رفتاری منحصر به همجنسگرایان نیست؛
- آزارِ جنسیِ کودکان یک بیماریِ روانی است و هیچ ارتباطی بین این پدیده و همجنسگرایی موجود نیست؛
- گرایش و رفتارِ همجنسخواهانه تا کنون در نزدیک به ۱۵۰۰ گونه از دیگر جانداران نیز مشاهده شده است، و تنها منحصر به انسانها نیست؛
- و بنا به اجماعِ متخصّصان، هیچ شواهدی مبنی بر رشدِ روانیِ کمترِ کودکانِ تربیتیافته در خانوادههایِ همجنسگرا نسبت به کودکانِ خانوادههایِ دگرجنسگرا موجود نیست؛
بنا به آموزههایِ لیبرالمان که
- فردِ بشر را صاحبِ حق میداند؛
- افرادِ بشر را در صاحبِ حق بودنِ برابر میداند؛
- وضعِ قانون برایِ ادارهیِ زندگیِ اجتماعی را بر اساسِ اصلِ برابریِ حقوقیِ افراد میخواهد؛
- و معیارِ تحدیدِ حقوقِ افراد را تزاحمِ آن حقوق با حقوقِ برابرِ افرادِ دیگر میداند؛
و از آنجا که
- رابطهیِ رضایتمندانهیِ عاشقانه و جنسی میانِ دو فردِ بالغ از جنسِ موافق – فارغ از چیستیِ طبیعتِ همجنسگرایی – علیالاصول تزاحمی با حقوقِ هیچ طرفِ ثالثی ندارد؛
از حقِ دگرباشیِ افرادِ همجنسگرا، دوجنسگرا، ترنسسکشوال، و ترنسوستایت، به عنوانِ یکی از سبکهایِ مختلفِ زندگی، دفاع میکنیم، و خواهانِ آنایم که
- از رفتارِ همجنسگرایانه جُرمزادیی شده و مجازاتِ وحشیانهیِ اعدام برایِ آن در قوانینِ ایران لغو شود؛
- و کلیهیِ تبعیضهایِ حقوقی مبتنی بر گرایشِ جنسیِ افراد، در هر سطحی، از قوانینِ ایران زدوده شود؛
و در زندگیِ فردیِ روزمرهیِ خود میکوشیم تا
- گفتار و رفتارِ خود را از جلوههایِ همجنسگراهراسانه بزداییم؛
- و در مقابلِ گفتار و رفتارِ همجنسگراهراسانهیِ دیگران بیتفاوت نباشیم.
خبرگزاری هرانا – حکم اعدام چهار شهروند اهل شهرستان چروم در استان کهگیلویه و بویراحمد که پیشتر از سوی دستگاه قضایی به اتهام "لواط به عنف" با حکم مرگ مواجه شده بودند، در طی هفته گذشته تائید شد.
بر اساس گزارش پیشین هرانا "سعادت عارفی"، "وحید اکبری"، "جاوید اکبری" و "هوشمند اکبری" متهمان این پرونده بودند که اخیرا به اعدام محکوم شدند.
در این زمینه گزارشگرهرانا گفتگویی کوتاهی را با یکی از اعضای خانواده (با هویت محفوظ) داشته است که در پی می آید:
اخیرا مطلع شدیم که چهار تن از شهروندان اهل چرام از سوی دادگاهی در یاسوج به اعدام محکوم شدند؛ علت صدور این احکام چه بوده است؟
موضوع با شکایت خانواده یک جوان 18 ساله به دادگاه که آنجا ادعا کردند فرزندشان توسط چهار نفر به نامهای "سعادت عارفی"،"وحید اکبری"، "جاوید اکبری" و "هوشمند اکبری" مورد تجاوز قرار گرفته است آغاز شد و پس از دو سال دوندگی نهایتا حکم به اعدام این چهار نفر داده شد.
آیا متهمان پرونده یا وکلای آنها، اتهام تجاوز را پذیرفته اند؟
خانواده های هر چهار نفر معتقدند شخص مفعول سابقه چنین عملی را از قبل داشته و روز حادثه نیز با دونفر از دوستانش که تنها شاهدین پرونده هم هستند چنین رابطه ای داشته است اما از آنجایی انجام عمل فعل با چهار نفر بعدی در نزد خانواده اش لو رفته است، تنها از ایشان شکایت شده و آن دو نفر هم شاهد ماجرا معرفی شدند.
حکم اعدام این افراد بر اساس چه مستنداتی صادر شد؟
با اعلام شخص ایشان و دو دوستشان که در روز واقعه در آنجا حضور داشتند و هم چنین گزارش پزشکی قانونی که در پرونده موجود است. خانواده شاکی و خود ایشان اتهام دیگری را نیز متوجه بچه های ما کرده اند مبنی بر زورگیری، آدمربایی و انجام فعل لواط که نهایت حکم اعدام هر چهار نفر صادر شد.
وضعیت فعلی پرونده این افراد به چه صورت است؟
این چهار نفر هم اکنون در زندان بسر می برند و حکم صادره شده در دادگاه بدوی هم پس از تجدید نظرخواهی اخیرا تائید شده و این حکم هم توسط دادگاهی در یاسوج به خانواده ها ابلاغ شده است ما از دستگاه قضایی انتظار داریم احکام این افراد را متناسب با جرمی که این افراد مرتکب شدند صادر کنند و چیزی دیگری نمی خواهیم.
مطالب مرتبط :
:: هرانا؛ حکم اعدام ۴ زندانی متهم به لواط تائید شد
ماهنامه "خط صلح" شماره ۱۴ منتشر شد
خبرگزاری هرانا – چهاردهمین شمارهٔ ماهنامهٔ حقوقی- اجتماعی "خط صلح"، به صاحب امتیازی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران منتشر شد.
در این شماره می خوانید: "همجنسگرایی، طبیعت یا تربیت؟" ، "همجنسگرایی از بعد روانشناسی" ، "دگرباشی از دریچه نگاه یک همجنسگرا"، "تقابل پدرسالاری با همجنسگرایی"، "نقش همجنسگرای قربانی مسلمان در پروژه اسلام هراسی"، "حقوق همجنسگرایان در ایران"، "پایه های لرزان حکومت در مواجهه با همجنسگرایان" و …
مطلب دیگر منتشر شده در این شماره را می توانید در فهرست زیر که در روزهای آنی در هرانا درج خواهد شد؛ مشاهده کنید.
برای دریافت نسخه PDF این ماهنامه بر روی عکس کلیک کنید.
فهرست مطالب در این شماره:
۳ – کوتاه از این شماره
۵ – همجنسگرایی، طبیعت یا تربیت؟
۶ – همجنسگرایی از بعد روانشناسی
۹ – دگرباشی از دریچه نگاه یک همجنسگرا
۱۴ – تقابل پدرسالاری با همجنسگرایی
۱۶ – نقش همجنسگرای قربانی مسلمان در پروژه
اسلام هراسی
۱۷ – حقوق همجنسگرایان در ایران
۲۱ – پایه های لرزان حکومت در مواجهه با
همجنسگرایان
۲۲ – عشق زن-زن در کشورهای اسلامی
۲۴ – نگاهی به ترور مخالفین جمهوری اسلامی
۲۶ – گزارش حقوق بشر سال ۱۳۹۰
برای تماس با مسئولان این نشریه، دریافت در ایران، هرگونه انتقاد و پیشنهاد، ارسال مطلب و همکاری میتوانید با آدرس ایمیل Peaceline. journal@hrai. info یا شماره تلفن ۶۲۱۰۱۴۶ (۲۰۲) ۱+ تماس حاصل نمایید.
![]()
شاهین نجفی در گفتگو با روزنامهی آلمانی «تاتس»، با بیان اینکه تهدید به مرگ را بسیار جدی گرفته، گفته است که وضعیتش با نویسنده کتاب آیات شیطانی متفاوت است.
روزنامهی آلمانی «تاتس» در گفتگوی کوتاهی با شاهین نجفی از وضعیت و شرایط بوجود آمده برای این خواننده پرسیده است. «تاتس» از آقای نجفی در خصوص فتوای مرگ پرسیده و شاهین نجفی با بیان اینکه این فتوا علیه وی کارگردانی شده گفته است که اما آن را جدی میگیرد.
نجفی به خبرنگار گفته است که دولت آلمان از او خواسته تا شهر یا کشور را ترک کند؛ اما «کجا و چگونه»؟
از شاهین نجفی در خصوص تشابه وضعیتش با سلمان رشدی پرسیده شده و وی در پاسخ گفته است که بین موقعیت او و سلمان رشدی تشابه کمی وجود دارد چرا که سلمان رشدی میتواند در زندگی مخفی خود کتاب بنویسد اما وی باید روی صحنه باشد و اکنون این موقعیت از وی سلب شده است.
خبرنگار «تاتس» در خصوص تصویر آهنگ «نقی» هم به شاهین نجفی گفته است که این تصویر اروتیک همراه با پرچم همجنسگرایان مسلم است که مسلمانان را ناراحت میکند؛ چرا از چنین تصویری استفاده کردهاید؟ و آقای نجفی پاسخ داده است که این تصویر را، یک طراح آن هنگام که وی شعر را میخوانده کشیده است و تصویر، به نوعی بیانگر «شرایط امروز ایران و ازدواج موقت در ایران» است.
شاهین نجفی همچنین گفته است که در حال حاضر در ایران مسائلی چون جنسیت، همجنسگرایی، اعتیاد به مواد مخدر و .. وجود دارد که در مورد آنها صحبت نمیشود و علت اینکه آنها به من حمله میکنند این است که من از این موضوعات صحبت میکنم.
هفدهم ماه می برابر با 28 اردیبهشت روز جهانی مبارزه با همجنسگراهراسی و تراجنسیهراسی است.
هوموفوبیا یا همجنسگراستیزی نوعی بیماری اجتماعی است که فرد را مجبور میسازد تا علیه گرایش جنسی همجنسگرایانه و هویت جنسی تراجنسگونه جبههگیری خصمانه و گاهی ستیزجویانه اتخاذ کند.
فعالین حقوق اقلیتهای جنسی در سراسر دنیا برنامههای متنوعی را برای بزرگداشت این روز علیه این بیماری اجتماعی تدارک میبنند.
در ایران اما به علت وجود قوانین سختگیرانه و ضدهمجنسگرایی برنامههای آشکاری در سطح کشور مشاهده نمیشود. با اینحال اقلیتهای جنسی در ایران هرساله فعالیتهای زیادی را برای این روز انجام میدهند.
سال گذشته تعدادی از فعالین حقوق اقلیتهای جنسی با پخش بروشور در سطح شهر تهران و تبلیغات گسترده به مبارزه علیه همجنسگراهراسی و تراجنسیهراسی رفتند. کمپین بزرگ "ما همه جا هستیم" در فیس بوک نیز به ابتکار یکی از فعالین حقوق بشر ساکن ایالات متحده راه اندازی شد که توجه بسیاری از افراد را به خود جلب کرد.
امسال نیز فعالیتهایی برای این روز در ایران صورت گرفته است.
کمپین "دوستان اقلیتهای جنسی" از فعالیتهایی است که امسال توسط فعالین ایرانی بر روی فیس بوک راه اندازی شده است.
اما در همین بین تعدادی از همجنسگرایان و تراجنسیهای ایران امسال با حضور در سطح شهر تهران، پخش بروشور و حمل پرچم رنگین کمانی و پلاکارد و به پرواز درآوردن بادکنکهای رنگی تصویر تازهایی از حرکتهای اجتماعی رقم زدند.
تصاویر زیر از طریق این فعالین حقوق بشر در ایران برای کارگاه خبر ژوپیآ ارسال شده است.
روز جهانی مبارزه با هموفوبیا
هومو از من و تو و اون و اون یکی و … میاد!
و فوبیا معنیش همه ی ترس هاییه که به جونمون میریزیم و میریزن
فردا روز جهانی مبارزه با هموفوبیا است ( 17 ماه می که امسال با 28 اردیبهشت مصادف شده )
میشه گفت فردا روز ما نیست!
بلکه روز مبارزه با همه ی ناآگاهی ها و نمی خواهم بدانم هایی است که دنیامون رو تلخ کرده،
امیدوارم سال آینده بهتر از امسال باشه!
لطفا امسال هم برای این روز دستبند های رنگین کمونی یا صورتیتون رو فراموش نکنید.
نسبت ها و جنسیت ها
بدم میاد از این چسبودن نسبت های بشری به جنسیت
مثلا همین مادر و روزش
چه معنی داره این روز رو به زنی که زایدت تبریک بگی
مادر یعنی یک زن؟!
بشر معنی های خوبی برای مادر ساخته، چرا این معانی برای زنان در انحصار بمونه؟!
و البته بلعکسش با کمی تغییر در مورد پدر و به جنس مرد بودن.

حجتالاسلام صديقی در نماز جمعه تهران: از دولت آذربايجان میخواهيم دست از اين عمل قبيح بردارد و پيش از اين با احساسات مسلمانان بازی نکند



